اخبار :: حادثه
استودیو Shot4u | جامعه | دانش و فن آوری | سیاست | اقتصاد و بازگانی | فرهنگ و هنر | ورزش | [ حادثه ] | کامپیوتر |
آخرین بروزرسانی : دوشنبه 22 فروردين 1384 - 02:42:53 ب.ظ.
مرتبه بازدید |
نظرات شما
| نسخه قابل چاپ |
این صفحه را برای دوستان خود بفرستید.
شيوه اي جديد براي ربودن دختران تنها
|
همشهری :
با شكايت يك زن جوان در دادسراي امور جنايي تهران جست وجو براي دستگيري يك باند آدم ربايي آغاز شد. ساعت 23 روز شنبه زني 28 ساله در برابر رضوانفر نماينده دادستان در دادسراي امور جنايي تهران نشست. دختر 22 ساله به نام مريم نيز چند صندلي عقب تر از او در كنار چند مأمور انتظامي نشسته بود. زن كه الهام نام داشت گفت: «دوم فروردين ماه تمام خانواده ام به قصد تفريح به شهرستان شيراز ساعت 23 روز شنبه بود كه مريم با تلفن همراهم تماس گرفت و پيشنهاد داد به خانه او بروم. من قبول نكردم و از او خواستم براي اين كه تنها در خانه نباشد به خانه من بيايد. او نيز قبول كرد. ولي وقتي به منزل من رسيد گفت: « آژانس گرفته ام كه با هم براي گردش بيرون برويم. » وقتي از عدم تمايل من مطلع شد خواست تا جلو در ورودي بروم من لباسهايم را پوشيده و در حالي كه تلفن همراهم نيز در دستم بود به جلو در رفتم. راننده آژانس از خودرو پژو 405 خود خارج شده و مقابل در ايستاده بود، مريم اصرار داشت كه براي گردش همراهش شوم، من چاره اي جز بهانه آوردن نداشتم به او گفتم:«پدرم راضي نمي شود در اين ساعت خانه ام را ترك كنم.» مريم تلفن همراهم را از دستم گرفت تا با پدرم صبحت كند و در همان حال وارد خودرو آژانس شد. من به دنبالش رفتم، هنوز چند قدمي از در ورودي خانه فاصله نگرفته بودم كه يك پسر جوان با چاقويي در دست به سويم حمله كرد و مرا به زور داخل خودروي پژو انداخت. تازه متوجه شدم كه مريم و دو همدستش قصد ربودن مرا داشتند. من كه جان خود را در خطر مي ديدم از سر مصالحه برآمدم و رو به مريم گفتم:«چرا زور و جبر به خرج مي دهيد، بگذاريد از پدرم اجازه بگيرم خودم همراه شما مي آيم.» آنها باور كردند، تلفن همراه را از مريم گرفته و شماره منزل پدرم را گرفتم، تلفن در حال زنگ زدن بود كه آن را داخل جيب روپوشم گذاشتم. آنها فكر كردند كه كسي تلفن را برنداشته است ولي من با لحني خاص شروع به صحبت كردم و به هر طريقي بود به پدرم كه پشت خط بود فهماندم كه مرا دزديده اند و رباينده نيز مريم و دو پسر هستند. خانواده ام مريم را مي شناختند و مي دانستند كه مريم كجا زندگي مي كند. وقتي پدرم را متوجه امر كردم، تلفن را از جيبم خارج كرده و به آنها گفتم كه خانواده ام از ماجرا مطلع شده اند و به حتم براي بازداشت مريم خواهند آمد. در اين لحظه راننده خودروي پژو به مريم گفت: «جريان لورفته، بهتر است اين دختر را در خيابان رها كنيد. » مريم قبول كرد و مرا از خود رو بيرون انداختند. با پليس تماس گرفتم. مأموران به محل مراجعه كرده و همراه هم به منزل مريم رفتيم. پژوي مذكور مقابل در خانه پارك بود. وقتي وارد خانه شديم، او تنها بود. مأموران مريم را تحت بازجويي قرار دادند. مريم تمام اظهارات مرا كذب عنوان كرد و گفت: «هيچ اطلاعي از ماجرايي كه اين دختر براي شما تعريف كرده ندارم و راننده پژو را نيز نمي شناسم» ولي مأموران در حال بررسي منزل مريم كارت بيمه و كارت خود روي پژوي مذكور را بر روي ميز تلويزيون يافتند. بدين ترتيب مريم به اتهام سرقت خودروي پژو و آدم ربايي بازداشت شد.هم اكنون تحقيقات از اين دختر كه گمان مي رود از اعضاي يك باند آدم ربايي دختران باشد، ادامه دارد. |
تیتر آخرین خبرهاپربیننده ترین خبرها |