استودیو Shot4u

اخبار :: ورزش ::: فوتبال


آخرین بروزرسانی : دوشنبه 04 آبان 1383 - 00:31:4 ق.ظ.
مرتبه بازدید | نظرات شما | نسخه قابل چاپ | این صفحه را برای دوستان خود بفرستید.

گفت وگوى صريح با على دايى

نخواستند در پرسپوليس بمانم

مهر : على دايى معمولاً كمتر تن به مصاحبه با رسانه ها مى دهد، اما هر وقت هم لب به سخن باز مى كند حرف هايش جدى و خواندنى است.
روز هاى زيادى از جدايى او از پرسپوليس مى گذرد اما هنوز مهم ترين بحث هايى كه درباره دايى مطرح مى شود در مورد باشگاه محبوب اوست. دايى هنوز هم از اركان تيم ملى محسوب مى شود و تجربيات فراوانش غير قابل انكار است. .
•••
شما در فوتبال منحنى خوبى را پشت سر گذاشتيد، شش، هفت سال در اروپا و امارات و قطر. چطور شد سال هاى پايانى دوباره برگشتيد ايران؟
فوتبال همين است، خود من دير به اروپا رفتم، دليلش هم اين بود كه تيم ملى ما خيلى دير در فوتبال آسيا گل كرد و مقابل ديدگان جهانيان قرارگرفت. البته خدا را شكر مى كنم كه توانستم به اروپا بروم و چند سال در تيم هاى مطرح بازى كنم. اگر هم برگشتم فقط به خاطر خانواده ام بود. چون دوست داشتم بيشتر كنار آنها باشم. من درحالى امارات را براى ادامه فوتبالم انتخاب كردم كه همان موقع از تيم هاى مونشن گلادباخ و نورنبرگ پيشنهادات خيلى خوبى داشتم و مى خواستند كه با آنها قرارداد ببندم. اما من به امارات آمدم تا به خانواده ام نزديك تر باشم.
اما شما فقط يك سال در امارات مانديد، جدايى از فوتبال اين كشور دليل خاصى داشت؟
دليلش همان بود كه گفتم، با توجه به شرايطى كه داشتم بايد بيشتر كنار خانواده ام مى ماندم، فوت ناگهانى پدرم هم دليلى شد تا به ايران بيايم. البته همان موقع تيم الوحده امارات با پيشنهادى يك ميليون دلارى قصد به خدمت گرفتن من را داشت. زمانى هم كه با تيم ملى در بلا روس بودم چندين بار با من تماس گرفتند اما وقتى با آقاى غمخوار صحبت كردم، ايشان نخواستند كه من به الوحده بروم.
اكبر غمخوار قصد داشت با جذب شما و چند بازيكن ديگر پرسپوليس را قهرمان كند، اما عملاً اين گونه نشد؟
شما مديريت اكبر غمخوار را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
درزمان حضور آقاى غمخوار باشگاه پرسپوليس در حال انجام تحولى بزرگ بود. تحول نوينى كه مى خواست به فوتبال ايران و پرسپوليس بيشتر خدمت كند. اما اين تحول فقط به مديريت خوب نياز نداشت. براى رسيدن به اين موفقيت ابزارهاى ديگرى هم لازم بود. اما مسائل اقتصادى اين اجازه را به آقاى غمخوار نداد. مشكلات مالى فصل قبلى بزرگ ترين ضربه را به پرسپوليس زد. واقعيت اين است كه با مديريت تنها نمى توان در يك باشگاه موفق شد. ضمن اينكه مسائل حاشيه اى هم ضربه بزرگى به پرسپوليس زد و در نهايت باعث تغيير كادر مديريتى باشگاه شد. من براى اين كادر مديريتى جديد هم آرزوى موفقيت مى كنم. انشا الله كه بتوانند پرسپوليس را به جايگاه واقعى اش برسانند. پرسپوليس با داشتن اين همه هوادار نبايد چنين جايگاهى داشته باشد و متاسفانه الان از پرسپوليس فقط يك اسم باقى مانده. اين تيم بايد به جايگاه اصلى اش برسد اما متاسفانه الان در بين باشگاه هاى جهان هيچ جايگاهى ندارد و فقط يك اسم از آن مانده. شايد خيلى از تيم هاى ليگ خودمان امكانات و ابزارهاى بسيار بهترى نسبت به پرسپوليس دارند. سيستم و تشكيلات باشگاه پرسپوليس فقط در حد حرف است الان باشگاه هايى مثل سپاهان، ذوب آهن، صبا باترى، پيكان، فولاد و چند باشگاه ديگر همه امكانات لازم حرفه اى بودن را دارند. اما متاسفانه تمام كسانى كه در سال هاى گذشته در پرسپوليس بوده اند، هيچ كارى براى اين تيم نكرده اند. الان حتى يك آب سرد كن هم متعلق به اين باشگاه نيست. آرزو مى كنم كه مديريت جديد بتواند با برنامه ريزى و حمايت هاى درست سازمان جايگاه واقعى اش را پيدا كند، نه اينكه فقط شعار بدهيم. متاسفانه الان از سخنگوى باشگاه گرفته تا نفرات بالا فقط شعار مى دهند. اما اين آقايان بايد توجه داشته باشند كه گوش هواداران پرسپوليس از اين شعارها و حرف ها پر شده است.
پرسپوليس فصل قبل شروع خيلى خوبى داشت، چه عواملى باعث شد كه از هفته سوم به بعد پرسپوليس روى نوار ناكامى افتاد؟
قبول كنيد كه فصل قبل فشار روى تيم ما خيلى زياد بود، نمى خواهم بگويم چه كسانى بودند و چكاركردند؟ اينها را همه مى دانند. ما به پگاه گيلان هشت گل زديم، اما بعدش گفتند اين تيم محلى بود و پرسپوليس شانسى هشت گل زده. دو بازى ديگر را هم با اقتدار برديم، اما باز هم انتقاد كردند و تيم ما را كوبيدند. در بازى مقابل پيكان هم پنالتى مسلم ما را نگرفتند. اگر آن پنالتى گل مى شد شرايط كاملاً فرق مى كرد، اما متاسفانه ما آن بازى را باختيم و شرايط كلاً عوض شد.
سال قبل خيلى كسانى كه از پرسپوليسى بودن دم مى زدند، از باخت پرسپوليس خوشحال مى شدند و همين آقايان عمداً در مطبوعات خوشحالى شان را اعلام مى كردند. مصاحبه هايى كه همين افراد انجام دادند شرايط را به گونه اى فراهم آورد كه ما نتوانستيم موفق باشيم. البته در طول فصل بارها بدشانسى هم آورديم. ضمن اين كه همان طور كه گفتم چون مسئولان باشگاه نتوانستند از نظر مالى به تعهداتشان عمل كنند، مسائل حاشيه اى ديگرى هم براى تيم به وجود آمد كه باعث دو دستگى بين بچه ها شد و آنها نتوانستند با همدلى و صميميت گذشته به ميدان بروند.
مسائل حاشيه اى كه اشاره كرديد توسط چه كسانى به وجود مى آمد؟
اصلاً دوست ندارم در اين مورد بيشتر از اين صحبت كنم. همه خوب مى دانند كه منظورم چه كسانى هستند. هرچه بوده تمام شده و من اصلاً دوست ندارم به گذشته برگردم. چون بيان اين مسائل نه تنها به آرامش تيم كمك نمى كند، بلكه باعث مى شود كه اوضاع بدتر از گذشته شود. اين حرف ها در نهايت به ضرر پرسپوليس تمام مى شود و چون من پرسپوليس را دوست دارم اصلاً نمى خواهم در شرايط فعلى اين تيم دچار مشكل شود. اما حرف هاى زيادى دارم كه بعدها خواهم گفت.
به نظر شما چرا وينكوبگوويچ نتوانست با پرسپوليس موفق باشد؟
بگوويچ ابزار كافى در اختيار نداشت. تيم دست و پا شكسته اى را تحويلش داده بودند. شما ببيند پرسپوليس فصل قبل در چند زمين تمرين كرد؟ آن هم چه زمين هايى، هيچ امكاناتى براى تمرين نداشتند. به نظر من حتى تيم هاى دسته اولى هم امكانات به مراتب بهترى نسبت به پرسپوليس داشتند. پرسپوليس هيچ امكانات قابل قبولى در اختيار بگوويچ قرار نداد وگرنه او براى فوتبال ايران زحمات زيادى كشيده است. همين حالا خيلى از بازيكنان او در تيم ملى حضوردارند. من هم چيزهاى زيادى از بگوويچ ياد گرفتم.
اگر اين فصل هم مى ماند مى توانست نتيجه بگيرد؟
در فوتبال نمى توان با اما و اگر زندگى كرد، بگوويچ الان سرمربى الوصل است و من براى ايشان آرزوى موفقيت مى كنم.
همان موقع گفته مى شد كه شما و افشين پيروانى با بگوويچ هم فكرى مى كنيد و در مورد بازى كردن يا نكردن بعضى ها نظر مى داديد؟
كاملاً مشخص است كه در هر تيم مربى با كاپيتان تيمش مشورت مى كند و رابطه نزديكى با هم دارند. البته كاپيتان تيم پيروانى بود اما به خاطر غيبت او در چند بازى من كاپيتان بودم. اما راجع به مسائلى كه عنوان مى كنيد اصلاً و ابداً نه من و نه افشين در اين مسائل دخالت نكرديم. خود ما جزء كسانى بوديم كه با اخراج كسى مخالف بوديم، چون آن موقع نظم تيم به هم مى خورد و رفاقت بين بچه ها كم مى شد. هميشه كادر فنى بايد جوابگوى اين مسائل باشد كه چه كسى بازى مى كند و چه كسى بازى نمى كند. مسائلى هم كه شما اشاره كرديد هيچ ربطى به من و افشين نداشت. اما به عنوان يك بازيكن همه جوره در خدمت تيم بوديم. مربى هم بيشتر با بازيكنانى صميمى مى شود كه برايش مشكلى ايجاد نكنند و تمام و كمال در خدمت تيم باشند. اين موضوع در تمام تيم ها وجود دارد. اگر بگوويچ رابطه اش با ما نزديك بود به خاطر اين بود كه ما در خدمت تيمش بوديم. هدف ما هم اين بود كه بچه ها را دور هم جمع كنيم تا رفاقت ها بيشتر شود. اما متاسفانه در تيم ما نه تنها دو دستگى، بلكه چند دستگى وجود داشت و هركسى ساز خودش را مى زد. در همان تيم خودمان هم خيلى ها دوست نداشتند پرسپوليس نتيجه بگيرد.
همين افرادى كه اشاره مى كنيد از جمله كسانى بودند كه موضوع دخالت شما را مطرح مى كردند؟
متاسفانه بعضى از ماها نمى آييم خودمان را درست كنيم و ببينيم عيب كار كجا است. هر كس بازى نمى كند مى رود دنبال اين كه اما و اگرش را پيدا كند، نمى رود ببيند دليل اصلى بازى نكردنش چيست. دنبال اين است كه بهانه اى پيدا كند و به روزنامه ها بگويد كه چرا من بازى نمى كنم. شما نگاه كنيد بعضى از همين آقايان كه سال قبل روى نيمكت بودند الان هم نيمكت نشين هستند. الان كه ديگر من و افشين نيستيم، پس چرا فلان بازيكنى كه خيلى از روزنامه ها مى نوشتند ما خط داده ايم بازى نكند، چرا امسال هم اصلاً بازى نمى كند؟ خدا را شكر، گذشت زمان خيلى حقايق را ثابت مى كند و در اين مورد هم آقايان واقعيت را متوجه شدند.
همان زمانى كه گفته مى شد در تيم شما خبرچين وجود دارد و بعضى ها خبرهاى داخل تيم را به روزنامه ها مى دهند؟
متاسفانه خبر چين در تمام تيم ها هست. بعضى بازيكنان به خاطر اين كه مطرح باشند به هزارويك دليل اين كارها را مى كنند. اين موضوع تنها به پرسپوليس مربوط نمى شود. وقتى پارسال كوچك ترين مسائل خصوصى تيم به بيرون درز پيدا مى كرد و فردا روزنامه ها از آن مطلع بودند حتماً كسانى بودند كه اين خبرها را در اختيار خبرنگاران قرارمى دادند.
فصل قبل كه على پروين نبود بعضى از بازيكنان عليه او مصاحبه مى كردند، اما حالا همان ها رابطه بسيار خوبى با او دارند؟
من اصلاً نمى خواهم در اين مورد صحبت كنم. اگر شما به آرشيو روزنامه ها مراجعه كنيد مى توانيد مصاحبه هاى من در چند سال اخير را ببينيد، مصاحبه هاى اين آقايان را هم مى توانيد ببينيد. آن وقت متوجه مى شويد ما چطور بوده ايم و آقايان چطور بودند و چگونه رفتاركردند؟ هم شما و هم همه علاقمندان اين افراد را به خوبى مى شناسند. اين خصوصيات در ذات آدم ها است و كسى نمى تواند در آن تغييرى ايجاد كند.
چه دلايلى باعث شد كه شما از پرسپوليس جدا شويد؟
خيلى مسائل وجود داشت، من روز آخر فصل نقل و انتقالات تيم آينده ام را انتخاب كردم. خيلى مسائل باعث شد كه نتوانم دوباره در خدمت تيم پرسپوليس باشم. اصلاً هم ناراحت نيستيم كه از اين تيم جدا شدم. با اين حال من هميشه پرسپوليسى بوده ام و خواهم بود.
قبل از رفتن به صبا باترى شما با على پروين جلسه اى داشتيد و ظاهراً به توافق رسيديد كه اين فصل هم در اين تيم بمانيد؟
بله ما با هم جلسه گذاشتيم و خود آقاى پروين خيلى مسائل را عنوان كرد. اما بعد كه من به همراه تيم ملى در چين بودم، يك سرى مسائلى به وجود آمد كه خودتان بهتر مى دانيد. مصاحبه هايى كه در تلويزيون و روزنامه منتشرشد، اصلاً با صحبت هايى كه ما انجام داده بوديم همخوانى نداشت، به خاطر اين موضوع تصميم گرفتم از پرسپوليس جدا شوم.
شما در آن جلسه توافق كرديد كه در پرسپوليس بمانيد؟
ما همه صحبت ها را انجام داديم . اما اصلاً راجع به مسائل مالى صحبت نكرديم. روز آخرى هم كه از اين تيم رفتم راجع به مسائل مالى با هيچ احدى صحبت نكردم. با توجه به مسائلى كه در تيم رخ داد مصاحبه هايى كه توى روزنامه ها انجام داده بودند ما صلاح ندانستيم كه با پرسپوليس ادامه همكارى بدهيم. چون از طرف باشگاه هم كسى نيامد به صورت جدى با من صحبت كند. همان طور كه قبلاً گفتم من در آخرين لحظات فصل نقل و انتقالات رفتم با صبا باترى قرارداد بستم.
اما همان زمان مسئولان پرسپوليس اعلام كردند توقع مالى على دايى بالا بوده و به همين خاطر ما نتوانستيم او را نگه داريم؟
نه اصلاً و ابداً اين طور نيست. من به هيچ وجه در مورد مسائل مالى با مسئولان پرسپوليس صحبتى نداشتم و حتى هيچ كس هم از طرف من با پرسپوليس صحبت نكرده است. شايد آقايان در خواب ديده اند كه چنين صحبتى انجام شده! مشكل اصلى جاى ديگرى بوده كه همه آن را مى دانند و اصلاً لازم نمى دانم كه بخواهم در اين موقعيت راجع به اين مسائل صحبت كنم.
بالاخره اين وسط يكى بايد حرف راست را بزند؟
من از اين واضح تر چه بگويم. وقتى گفتم كه در مورد مسائل مالى نه من و نه هيچ كس ديگرى از طرف من با مسئولان پرسپوليس صحبت نكرده، خب يعنى اينكه آقايان دروغ مى گويند. از اين واضح تر كه نمى شود!
در جلسه اى كه با على پروين داشتيد جدا از مسائل مالى شما توافقى مبنى بر ماندن در پرسپوليس كرديد؟
در آن جلسه آقاى پروين گفت: من خيلى به شما احتياج دارم، الان دوباره برگشته ام وبايد موفق شوم. اگر تو بيايى پرسپوليس امسال نتيجه مى گيرد. من هم گفتم در خدمتم. اما موقعى كه من مى روم چين، يك سرى مسائلى ديگرى به وجود مى آيد و بعد هم هيچ كدام از مسئولان باشگاه قدم جلو نمى گذارند كه با من قرارداد ببندند و روز آخر فصل نقل و انتقالات هم هست شما مى گوييد من بايد چكار مى كردم؟
يعنى خود مسئولان پرسپوليس نخواستند شما در اين تيم بمانيد؟
بله دقيقاً همين طور است خودشان نخواستند. البته من اصلاً كارى به شخص خاصى ندارم. خيلى ها سعى كردند در اين چند سال ما را خراب كنند. همه چيز دست خداى بالا سر است. عزت و خفت را خودش مى دهد. اما اين آقايان به تنها چيزى كه در اين چند سال اهميت ندادند، اين بود كه نمى دانستند كس ديگرى آدم را بالا مى برد. اين آقايان ندانستند يك سرى مسائلى را براى من به وجود آوردند كه من همه را به خدا واگذار كردم و خودم هم راضى هستم به رضاى خدا.
شما در دوران بازيگريتان با روساى فدراسيون هاى مختلفى كاركرديد، عملكرد كدام يك را بيشتر مى پسنديد؟
براى موفقيت تيم ملى همه روساى فدراسيون ها زحمت كشيده اند، آقاى صفايى فراهانى خيلى به فوتبال ايران كمك كرد و خيلى چيزها را هم عوض كرد. الان دكتر دادكان سنگ تمام گذاشته و از هيچ كوششى براى موفقيت تيم ملى دريغ نكرده است.
از دكتر دادكان هميشه انتقاد مى شود كه چرا هميشه كنار تيم ملى است و با اين تيم تمرين هم مى كند، به نظر شما اين يك كار اشتباه است؟
اصلاً و ابداً، مگر رئيس فدراسيون فوتبال كره و ژاپن هم اين كار را نمى كردند. مگر نخست وزير اردن با پيراهن تيم ملى كشورش به ورزشگاه نمى آمد. متاسفانه چون بعضى از روزنامه ها مطلبى براى خراب كردن كسى ندارند به اين مسائل متوسل مى شوند.دكتر دادكان رئيسى است كه مثل مرد پشت اين فوتبال ايستاده و همه جوره خدمت مى كند. شما تا به حال هيچ موقع تيم ملى را اينقدر آرام نديده بوديد. هم از لحاظ روحى و هم از لحاظ روانى همه بچه ها آرامش دارند. تا به حال كى ما به اين راحتى با تيمى مثل آلمان بازى كرده ايم؟ كى راحت رفته ايم ايتاليا وبا آ.اس.رم بازى كرده ايم. فوتبال ما كى اين همه فوتباليست در رده هاى مختلف ملى داشته است. اينها نتيجه برنامه ريزى و تلاش چه كسى است؟
على دايى در سال هاى پايانى فوتبالش جاى چه افتخارات و آرزوهايى را در كلكسيون افتخاراتش خالى مى بيند كه دوست دارد در اين سال ها به آن برسد؟
هر افتخارى كه تا به حال كسب كرده ام را نمى توانم با شيرينى خدمت به مردم مقايسه كنم. براى من مهمتر از خدمت به مردم هيچ چيزى وجود ندارد و دوست دارم در سال هاى باقى مانده هم فقط به مردم خدمت كنم. خدا اين توفيق را به من داده كه در قالب فوتبال به مردم خدمت كنم و اميدوارم كه بتوانم در آينده هم آنها را خوشحال كنم.
فكر مى كنيد بزرگ ترين خدمت اين سال هاى پايانى چيست؟
مسلماً چيزى كه بيشتر از همه مردم را خوشحال مى كند صعود تيم ملى به جام جهانى است. خيلى دوست دارم به همراه تيم ملى به جام جهانى آينده صعود كنم. من در دوران ورزشى ام به هرچه كه خواسته ام رسيده ام و اگر خدا كمك كند با همت همه بچه ها به اين خواسته هم خواهيم رسيد.
تیتر آخرین خبرها
سفر مدونا به شهر ممنوعه
انتقام گيرى عجيب جوان عاشق
جن گیری شهره آغداشلو
چسب زخم هاي هوشمند مي آيند
وجود حفره هاي امنيتي
گوگل محبوبيت خود را از دست مي دهد

آرسن ونگر متهم می‌کند
Eminem با بوش کنار نمی آید
اولين رستوران دريايي ايران 200 متري عمق دريا ساخته مي‌شود
گفت وگوى صريح با على دايى
نخواستند در پرسپوليس بمانم

موريانه ها يک شهر را در خراسان خوردند

پربیننده ترین خبرها
عكس‌هاي‌ مستهجن‌ در اينترنت
دختر 16 ساله ای در نکا ( استان مازندران) اعدام شد
آبليمو، منجي زنان در برابر مردان آلوده به ايدز
صاحبخانه اي که در اتاق خواب خانه مستاجرش دوربين فيلمبرداري کار گذاشته بود ، دستگير شد
هشدار نسبت به آزار جنسي كودكان پسر در استخرهاي شنا
عمل های جراحی تغيير جنسيت در ایران
بازداشت گسترده دختران در برخي ميادين تهران توسط نيروهاي پليس
كشف باند اغفال دختران در دانشگاه آزاد
اعتراض‌ به‌ كاست‌ تولدي‌ ديگر با صداي‌ نيكي‌ كريمي
موبايل هاي جديد مخصوص جوانان!

جستجوی سریع در خبر ها :
عین عبارت  کلیه کلمات  هر کلمه

صفحه اصلی / درباره ما / تعرفه ها / نمایشگاه / خدمات / تماس با ما